الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
423
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
الامامة و السياسة 1 ابن قتبية - الامامة و السياسة - ج 1 ص 118 » ج 1 ص 118 و « مسعودى » در كتاب « مروج الذهب 1 مسعودى - مروج الذهب - جلد 3 ص 22 » جلد 3 ص 22 و « ابن اعثم كوفى » در كتاب « الفتوح 1 ابن اعثم كوفى - الفتوح - جلد 3 ص 259 » جلد 3 ص 259 اين نامه را نقل كردهاند . ( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه و اسانيده - ج 3 صفحه 242 و اسانيده ج 3 صفحه 242 ) طبق نوشته مورخان يكى دو روز پيش از جريان ليلة الهرير امام ( ع ) طى يك سخنرانى اعلام كرد ، من فردا كار معاويه را يكسره خواهم كرد اين سخن شاميان را سخت مضطرب كرد ، و در هم شكستگى نيرويشان آشكارا مشاهده گرديد . از طرفى « معاوية ابن ضحاك ابن سفيان » پرچم دار قبيله « بنى سليم » كه با « معاويه » دشمن و به على و اهل عراق علاقمند بود جريان سپاه شام را به « عبد اللّه ابن طفيل عامرى » گزارش كرد كه به على ( ع ) خبر بدهد ، و خود طى اشعارى طرفدارى از امام ( ع ) را اعلام كرد كه همان سبب تبعيدش از طرف معاويه به مصر گرديد . « مالك اشتر » نيز پس از سخن امام ( ع ) اشعارى گفت و سپاه امام را براى نبرد سخت آماده ساخت اشعار « اشتر » كه بمعاويه رسيد سخت ناراحت شد و گفت اين رئيس عراقيان و بزرگشان هست كه آتش جنگ را شعلهور مىسازد ، اين اول و آخر فتنه خواهد بود در اينجا معاويه با عمرو عاص مشورت كرد و گفت : مىخواهم نامهاى به على بنويسم و از او تقاضا كنم كه شام در اختيار من باشد - همان چيزى كه روز اول حاضر نشد به من بدهد - عمرو خنديد و گفت كجائى ؟ معاويه گفت : مگر ما فرزندان عبد مناف نيستيم ؟ « عمرو » پاسخ داد بله و لكن نبوت از آن آنها است ، سپس گفت اگر مىخواهى هم بنويس